تبليغاتX
یه دختره!!!

مسخره س به خدا!!!

با یه لحن خیلی جدی ازم می خواد کاریو انجام بدم که خودش هیچ وقت انجام نمی ده....

کاری به این ندارم که حرفش خوبه یا نه...

ولی تا وقتی خودش بهش عمل نمی کنه حق نداره بهم اینجوری بگه!!!!

.

.

یه وقتایی دلم می خواد که می شد تا آخر عمرم دیگه نبینمش!!!!

نوشته شده توسط صبا    | لینک  | 

.

حسابی هوس کردم یه کتاب ترسناک...خیلی خیلی ترسناک بخونم...

بهم معرفی می کنید؟؟؟؟

نوشته شده توسط صبا    | لینک  | 

وای!!!

نمی دونم چی کار کنم با این مامانم....

این روزا اصلا دختر خوبی نیست!!!

به حرف که گوش نمی ده....همه ش هم حرصم می ده!!!!

البته خودشم حرص می خوره ها!!!

اما بازم نمی دونم چرا اینهمه اصرار داره به ریز و درشت کارای من گیر بده....

اصلا هم انگار نه انگار که من باید ازش راضی باشم تا خدا ازش راضی باشه!!!!

(چیه؟زورم زیاده...می تونم ، تحریف می کنم!!!)
نوشته شده توسط صبا    | لینک  | 

احساس می کنم دارم بر می گردم به اون دوره ی غار نشینیم!!!!!

دوره ای که از آدما(نه همه شون) بیزار بودم و از داشتن ارتباط باهاشون فراری....

قرار گرفتن تو یه جمع عصبیم می کنه....می رم تو خودم و هر لحظه هزار بار آرزو می کنم

که کاش اونجا نبودم...

دوست ندارم اینجوری باشه....

خیلیم سعی کردم که از لاک خودم بیرون بیام.....

یه مدتی همه چیز داشت خوب پیش می رفت....اما دوباره...نمی دونم چی شد....

برگشتم همون جای قبلیم...

.

.

.


زندگی یه وقتایی جدا خسته کننده س!!!!

نوشته شده توسط صبا    | لینک  | 

یه عالمه سرما خوردم!!!!!!

حالم گرفته شد....چون حوصله ی این یکیو دیگه اصلا نداشتم!!!

.

.

تا حالا دیدید کسی سر قیمت کتاب با فروشنده چونه بزنه؟؟؟؟

من دیدم!!!

تقریبا ۴۰ سالش بود....

چند تا کتاب بچه گانه خریده بود...از این رنگ آمیزیا....قیمتشم هزار و خورده ای شده بود...

سر اون خورده ای داشت با فروشنده ی بدبخت چونه می زد!!! چه اصراریم می کرد....

خیلی صحنه ی جالبی بود....

نوشته شده توسط صبا    | لینک  | 

.

.

کاش می دونستم کجا جا گذاشتمش...

کاش دوباره پیداش کنم.....

دلتنگشم....

نوشته شده توسط صبا    | لینک  | 

سلام

فقط خواستم یه توضیح بدم راجع به پست قبلیم:

اصلا از این بابت که یه دخترم ناراضی نیستم....

اتفاقا خیلیم خوشحالم.

من فقط از تبعیض ها و محدودیت هایی که وجود داره ناراضیم...همین!

مثال و نمونه و هم نمی خواد...چون خودتون بهتر می دونید...

نوشته شده توسط صبا    | لینک  | 

توی این زندگی بیست سال وچند ماهه م روی این زمین فهمیدم که دختر بودن

جرم بزرگیه...

جرمی که ناخواسته و بی اراده مرتکب می شیم و تا آخر عمر باید تاوانشو پس بدیم...

.

.

.

روزمون مبارک!

نوشته شده توسط صبا    | لینک  |